تبليغاتX
دیروز،امروز،فردا

 

در شبی یخ بسته

که به دل چنگ زده نومیدی

نقش خوابی بودی

که سرانجام مرا میدیدی

چشم پوشید دلم

نرم لغزید به لب ... نم دلتنگی ایام فراق

لیک فریاد نگاه ... رو به تنهایی ها... تار میدید تو را

رقص دورتر شدن نزدیکی

لابه لای حاشیه های نگاه

ساخت یک هاله ی تاریک ...در اطراف خیال

چه گریزیست از این هیچ شدن ؟!

دیدنت

وزیدن تا تو

در نهایت... شکست ... بی آهنگ

ناله ها...

فریادی...

راز تنهایی ها

که به دل می سوزد

و ...

سخن می ترسد

بر سر هر حرفی

بغضهایی گره خورده به غم

لب هایی که به غم می خندند

و به دل... می گریند

و اتاقم در هم

تختخوابم خالی

من و این تنهایی

و فراموشی یک خاطره شهر

ابدیت تنها، بوسه ی آخر ماست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 23:6  توسط فروغ | 

 

دنیامو اینجوری نمی فهمی

تا وقتی که بارون نباریده

وقتی که پاک کرد ردپاهامو

می فهمی که خدا نخوابیده

این انتقام، احساسمو دزدید

این آفتاب از چهرمون ترسید

رفتو در تاریک قلبم رو

وا کرد به سمت سایه و تردید

ترکیب حس انتقامو عشق

دیوونگی هامو رقم میزد

پیش تو تنهاتر میشه دستام

انگار دنیامو به هم میزد

 

ترانه سرا : فروغ هاشمی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 16:24  توسط فروغ | 

 

بدون حاشیه باید گذر کرد

از این جنگ دمادم بین احساس

تا فتح قلب و احساس یکی که

دل و جونش واسه دنیای فرداس

کسی که با عبور از حرف تقدیر

با پله سمت خورشید و طلوعه

کسی که جنگ تنهایی و می خواد

کسی که سمت پایانم شروعه

ببین ماه و که تنها توو شباته

ستاره همدم این قصه هاته

تلاش آب،هوا و زمینی

که توو سختی همیشه پا به پاته

نمیخوای مرگ تقدیر تو باشه

تپش های دل تو اشتبا شه

دوباره لمس کن دنیای دیگه

که عادت رو لبات جنس خدا شه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 19:8  توسط فروغ | 

 

 

 

خیال کردم که با گذشت زمان،عبور می کنم از پرده های قدیمی

عبور می کنم از روزهای صمیمی

ولی هنوز قانع به یک بستگی پاکم

فرسوده و رنجور از این راه دور

از اینکه باید بپذیرم، تصویر زندگی خالی از خیال و خواب نبود

دل را به هجر،بدون شکایت سپردم، ولی چه سود !!!

چشمم آب نمی خورد رسیدنی ست

پاهایم تاول زده در بیابان

نیش زبان هایی که زخم کوبیده اند

مددکاری که دست گیرد

عاشقی که سایه بان باشد نیست

اگر کسی مرا مدد کرد، فریب بیابان و خاک بود

زمانه عشق هم دوام نداشت

دل به سمت شادی شتاب نداشت.......

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 23:21  توسط فروغ | 
 

به تو که نزدیک میشم

بو سرابت گیج میشم

هیشکی دنیات و نمی خواد

این منم هیچ میشم

............

با تو باشم جلوه ی رنج

مثه خوشبختی فرداس

تو کنارم نمی مونی

اما این کمم یه رویاس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 22:21  توسط فروغ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دیروز که برای رسیدن به امروز در تکاپو بودم اندیشه ام اندیشیدن به امروزی نبود که با خنجر کین دیروزم را به باد دهم.یادگار عشق دیروز غم در نوشته هایی ست که یادآور گذشته تلخ انتظار است .تاریکی و سکوت غمگین قلبم مرا تا انتهای باغ بارانی هدایت خواهد کرد.نتاج باورهای دیروز ناباوری امروز از عزیزان قدیمی ست که خط قرمز حیاتم را شامل می شوند.

نوشته های پیشین
شهریور 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آرشیو موضوعی
شعر
روزانه ها
اخبار روزانه
پیوندها
میلاد
روزبه
فاطمه
احسان
احسان دهقانی
هادی
محمد
مریم
محمود انصاری
طارمه
شناشیر
امین گشمردی
وب نوشته های مجتبی هاشمی
ردپا
تولدی دیگر ( پرستو )
هوای تازه
مهیار
ترانه مکرم
مُونا برزویی
سوگل صادقی
مسعود سعیدی
مسعود مهرابی
شادمهر عقیلی
نیلوفر دریارام
نیاک
رادین
شایان نجاتی ( ترانه سرا )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM