تبليغاتX
دیروز،امروز،فردا - دلتنگی ممنوع

 

مي گويم نمي دانم دلتنگي است يا بي قرري، هر چه هست، بدجوري بر قامت و روحم پيچيده.

مي گويي در سايه هاي دلتنگي، در جست و جوي نور باش، كه سايه در نور متولد مي شود،سايه نشاني از نور است.

مي گويم خيالي واهي بودي، رفتي، فراموش شدي، به دست باد سپردمت.

مي گويي كاش فراموشم مي شد، چقدر خاطره هست كه روحم را زير و رو مي كند.

مي گويم خاطراتي كه به ديد تجربه به آن مي نگرم. دود شد، خاك شد، باد شد.

درست است خاطرات گاهي از هزار گنج ارزشمند، ارزنده تر است زيرا درس هايي براي آموختن

 و نشانه هايي ارزشمند براي ايجاد تغييرات بزرگ است.

درس هايي آموختم كه حال شادم ولي گاهي حسرت عمر از دست رفته ام را مي خورم، اي كاش زودتر متوجه شده بودم.

هميشه دوست داشتم تجربه كنم، ولي گاهي لازم است از تجربيات ديگران استفاده كنيم،خود تجربه كردن هميشه به نفع ما نيست.

الان تغييراتي در زندگيم احساس مي كنم كه با آن شاد شادم.

مي گويي دلم تنگ شده براي صميميت ساده كودكي كه انگار در روح اغلب مردم غايب است.

مي گويم مي دانم وقتي تو دلتنگي با اينكه فراموش شدي خوابت را مي بينم، ولي دير شده، اي كاش بچگي نمي كردم.

مي گويي از دردهايم بي خبري، صدايت از جاي گرم در مي آيد.

مي گويم ناشكري نكن، زندگي در جريان است، ولي با دردهايت مرا به ياد آور كه چه كردي با دل و احساسم.

درد نشاني از احساس است و حس نشاني از وجود داشتن ولي تو اين احساس را پنهان كردي و اين بزرگترين گناه تو بود.

مي گويي به چه دل خوش كنم با اين همه بدبياري هاي پي در پي؟

مي گويم خود كرده را تدبير نيست، تو ترسيدي، ترس عامل اين همه دلتنگي تو است

 ولي باز هم مثل هميشه مرا مقصر اين همه دوري مي داني.

فكر مي كردم دوري نمي  تواندعشق ديرينه ما را از بين ببرد ولي تو راست مي گفتي از دل برود هر آنكه از ديده رود.

پس مي بيني خود كردي، ولي زندگي ادامه دارد، زندگي كن ، فراموش كن.

و باز هم مي گويم دلتنگي ممنوع، نا اميدي ممنوع، ترس و هراس ممنوع.

روزهاي روشني دارم به هيچ وجه حاضر نيستم گذشته اي را تكرار كنم كه تمام وجودم را آكنده از غم كرد.

گذشته اي كه بهترين دوران زندگيم را هدر داد و زير سوال برد.

من با تو شاد نبودم،شادي و آزادي من در زندگي حال و آيندام بي تو خلاصه مي شود.

ولي در خلوت خود، در پنهان و بدون اطلاع تو مي گويم فراموشم مكن هرگز فراموشت نخواهم كرد با همه بدي هايت.

دلتنگي ممنوع.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 16:42  توسط فروغ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دیروز که برای رسیدن به امروز در تکاپو بودم اندیشه ام اندیشیدن به امروزی نبود که با خنجر کین دیروزم را به باد دهم.یادگار عشق دیروز غم در نوشته هایی ست که یادآور گذشته تلخ انتظار است .تاریکی و سکوت غمگین قلبم مرا تا انتهای باغ بارانی هدایت خواهد کرد.نتاج باورهای دیروز ناباوری امروز از عزیزان قدیمی ست که خط قرمز حیاتم را شامل می شوند.

نوشته های پیشین
شهریور 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آرشیو موضوعی
شعر
روزانه ها
اخبار روزانه
پیوندها
میلاد
روزبه
فاطمه
احسان
احسان دهقانی
هادی
محمد
مریم
محمود انصاری
طارمه
شناشیر
امین گشمردی
وب نوشته های مجتبی هاشمی
ردپا
تولدی دیگر ( پرستو )
هوای تازه
مهیار
ترانه مکرم
مُونا برزویی
سوگل صادقی
مسعود سعیدی
مسعود مهرابی
شادمهر عقیلی
نیلوفر دریارام
نیاک
رادین
شایان نجاتی ( ترانه سرا )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM